تبليغاتX
سجاده ی شعر

سجاده ی شعر

شعر

90/2/31

سلام

 بروز کردن اینجا خیلی سخته

 اتفاق خوب اردیبهشت ماه نمایشگاه تهران بود که با کلی کتاب به رشت برگشتیم  البته با سختی و خستگی زیاد

برای من که برای اولین بار بود به نمایشگاه میرفتم تجربه ی خیلی خوبی بود .

در این سفر فردوس حسینی و حمید رضا کامرانی هم حضور داشتن .

شاید بهتر از خود نمایشگاه لحظه های قبل از باز شدن در شبستان بود که ماجراهای خاص خودش رو داشت که یه تیکه ش تو وب فردوس هست .

این شعر رو هم موقع رفتن به نمایشگاه نوشتم .

امشب شب عاشقانه ی دلخواه است

تا دیدن تو دو پلک دیگر راه است

من با تو دوباره همسفر خواهم شد

این تنها خوبی ِ نمایشگاه است

و اینکه دوستانی دیگر از رشت تا جای که اطلاع دارم با شعر جدیدی بروز کردند آقایان..

  آرش پور علیزاده

 اشکان صمصام

امیر توانا

 امیر خان پرور

   هانی ملک زاده

و شعر پایانی برای دو عزیز (  آرش پور علیزاده و رضا نیکوکار )  که اگر نباشند....... 

بعد از تو فضای سینه ام سنگین است

مضمون تمام شعر ها غمگین است

بی عطر حضور و شعر خوانی هایت

چندی ست که سطح انجمن پایین است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 اردیبهشت1391ساعت 13:8  توسط سجاد حقیقت شناس  | 

91/1/23


تا کی بر طبل یاس و ماتم بزنیم؟

هر روز و شب از فاصله ها دم بزنیم؟

لطفا بحث_ گذشته را پیش نکش

برگرد که حرف تازه با هم بزنیم !


نه بغض شکسته ی علی را دیدند

نه حال دل فاطمه را پرسیدند

آن روز به جای اینکه مرهم ببرند

بر زخم عمیق شان نمک پاشیدند


یک گوشه نشسته و سرش پایین است

مانند همیشه خوب و سرسنگین است

وقتی که نگاهم به نگاهش باشد

نوشیدن چای تلخ هم شیرین است


سجاد حقیقت شناس / فروردین  91 



+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 فروردین1391ساعت 1:58  توسط سجاد حقیقت شناس  | 

90/12/23

۱.سلام

۲.عیدتون هم پیشاپش  مبارک باشه.  انشا.. سال۹۱ بهتر از سال ۹۰ باشه

۳.و شعر (رباعی)...

از رابطه ی تیره و تارش پیداست

از آینه ی پر از غبارش پیداست

این عید دوباره گندمت سبز نشد

« سالی که نکوست از بهارش پیداست »

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 اسفند1390ساعت 10:6  توسط سجاد حقیقت شناس  | 

90/10/30



یک غیبت طولانی دارد خورشید

پا روی زمین نمی گذارد خورشید

شب هاست که چشم آسمان منتظر است

تا صبحی تشریف بیارد خورشید


+ نوشته شده در  جمعه 30 دی1390ساعت 15:47  توسط سجاد حقیقت شناس  | 

90/10/4

 بی مقدمه..

 

می خواست که حس هیجان را بکشد

شور و عطش مخاطبان را بکشد

تا اینکه به او مجوز چاپ دهند !

 تصمیم گرفت قهرمان را بکشد

 

 

سخت است، ولی باز تحمل دارد

در یخبندان حس  تغزل دارد

باغی که به عشق زنده باشد، حتی

در سرد ترین فصل ها گل دارد

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 دی1390ساعت 15:4  توسط سجاد حقیقت شناس  |